تبلیغات
zarininfo.mihanblig.com - رفتار شناسی انتخاباتی هاشمی رفسنجانی در گفت و گو با دکتر رامین
 
zarininfo.mihanblig.com
سلام بر همه ازادیخواهان شجاع
                                                        
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
زرین دشت

شبکه ایران – محمود رضا فرقانی / هاشمی رفسنجانی در 80 سالگی بار دیگر عزم رقابت انتخاباتی کرده است. درباره انگیزه های هاشمی 80 ساله اظهار نظر های متفاوتی مطرح می شود، حامیانش او را منجی ملت می نامند اما برخی از مخالفانش تاکید دارند که او اساسا برای شکست وارد میدان شده تا انگیزه و شرایط لازم را برای ادامه ماموریت نا تمام میرحسین موسوی بدست آورد. خبرنگار شبکه ایران نظر دکتر محمد علی رامین را در این باره جویا شده است.

آقای رامین! در کشور ما روسای جمهور و مقاماتی که سال ها بر مسند قدرت نشسته اند، ولع زیادی دارند تا دوباره به قدرت بازگردند و با نزدیک شدن به فصل انتخابات همواره حرف و حدیث هایی مبنی بر کاندیداتوری نسل اول انقلاب به گوش می رسد. چنین چیزی در نظام های سیاسی غربی و شرقی مرسوم است؟
 نظام های کمونیستی - خلاف نظام های لیبرال دمکراسی غرب-،مدیرانشان معمولاً مادام العمر بوده اند.

رؤسا و مدیران ارشد نظام های کمونیستی 30-40 سال قدرت را تاهنگام مرگ یا ناتوانی کامل جسمی خود در اختیار می گرفتنند و هرگز به نسل جوان خویش اعتماد نمی کردند، لذا بیش از سه نسل دوام نیاوردند و با عقاید پوشالی و رفتار استبدادی خود از درون متلاشی شدند، بدون آن که از بیرون مورد تجاوز قرار بگیرند.

در نظام های لیبرال دموکراسی غربی، مدیریت های سیاسی و اجرایی کلان، تنها فصل کوتاهی از عمر یک سیاستمداربشمار می آیند و هرگز یک رئیس جمهور، کشوری را که یک یا دو دوره به او سپرده اند، به مثابه باغ شخصی یا شرکت خانوادگی یا مزرعه فامیلی خود تلقی نمی کند، و پس از سپری کردن دوره مدیریت خویش، هرگز برای اشغال مجدد آن پست و مسئولیت تلاش نمی کند، زیرا گرچه قانون مانع نشود، اما اخلاق سیاست ورزی و حکمت نسل پروری و حرفه کشورداری به آنها اجازه نمی دهد تا برماندن در قدرت یا کسب مکرر آن اصرار ورزند.

همین امروزاز رؤسای جمهور سابق امریکا که در قید حیاتند (جیمی کارتر، جورج بوش پدر، بوش پسر و بیل کلینتون) یا صدراعظم های پیشین آلمان یا رؤسای جمهور فرانسه که زنده هستند، هیچ کدام دخالتی در عرصه مدیریت سیاسی کشورهایشان نمی کنند. آنها معمولاً ضمن پرداختن به امور شخصی و خانوادگی خود، یا به کارهای عامل المنفعه مشغول می شوند یا به کادرسازی نیروهای حزبی و سیاسی در پشت صحنه می پردازند و با واگزاری مدیریت اجرایی به نسل های جدید و جانشیننان خود، از انتقال تجارب و دادن مشورت های خصوصی به جوان ترها نیزاستقبال می کنند.

نظام های کمونیستی به دلیل کهنگی مدیریت های راکد خود، از درون پوسیده و فرسوده و غیرچابک شدند، ولی نظام های غربی به دلیل تغییرات و تحولات مدیریتی و بازسازی نیروی انسانی در درون سیستم اجرایی، با وجود همه مفاسد و اشکالاتشان، بسیار پویاتر و کارآمدتر از کمونیست هابه نظر می رسند. حتی جمهوری جدید روسیه به دلیل اعتیاد به سبک مدیریت های تغییرناپذیرشوروی سابق و تکرار ریاست ها، با وجود سیاستمدار مقتدری مانند ولادیمیر پوتین، اما از نشاط و پویایی سیاسی در عرصه ملی و جهانی کم بهره مانده است.

در مورد نظام جمهوری اسلامی راهبرد و سازوکارها چگونه است؟
نظام جمهوری اسلامی یک نظام پایا و پویاست که ثبات و پایایی خود را از اندیشه توحیدی، اصول و ارزشهای جاودانه الهی و مدیریت معنوی و رهبری فکری"ولی فقیه"اخذ می کند و به همین دلیل، ضمن پیشرفت در مسیر متعالی خویش، در برابر حادثه آفرینی و سلطه طلبی گردن کشان، برتر از کوه،  با استقامت و پر صلابت، استوار مانده است.

همین نظام پایدار و ثابت قدم، برای آنکه بعد از 30 و 40 سال پوسیده و فرسوده نشود و همچنان شاداب و با نشاط بماند، باید مدام نیروهای جوان و پرانگیزه را از بدنه مدیریتی به مراتب بالاتر منتقلکند. بنا براین منطقاً باید راهبرد اساسی امام خامنه ای این باشد که همیشه نسل جوان را میدان دار مدیریت های کشور سازد تا همیشه نظام اسلامی، یک نظام جوان، پرانرژی، مبتکر و فعال در عرصه جهانی باقی بماند و در هیچ شرایطی در برابر حوادث داخلی و خارجی منفعل نشود. البته انتظار اسلام و رهبری مسلمین هم این است که بزرگ ترها، بزرگواری کنند و به جای هرنوع کارشکنی، برای نسل جوان سازنده و آموزنده باشند. این مختصات درونی حکومت اسلامی برای جامعه ای جوان و با انتظارات بالا و آرمان های والا که خود به رشد و بلوغ خارق العاده سیاسی رسانده است، یک معنای مضاعف و متقابل دارد؛ به طوری که ایستایی شرایط و مدیریت تکراری را این جامعههرگز تحمل نمی کند.

با توجه به این نکات، اهداف آقای هاشمی در ورود به عرصه اجرایی مدیریت کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
باید برای چرایی رفتار شخصیتی پیچیده مثل آقای هاشمی رفسنجانی و انگیزه های پیدا وپنهان ایشان، تأملی دوباره کرد. قضاوت سطحی یا جانبدارانه، واقعیت را به ما نشان نمی دهد.از نوع نگاه هاشمی و خانواده  واطرافیانش به انقلاب و نظام، این استنباط عمومی وجود دارد که جمهوری اسلامی ثمره وجود آنهاست و باید این "محصول خانوادگی" میراث خانواده ایشان باقی بماند و ابتدایی ترین استنتاج از انگیزه کاندیداتوری ایشان در آستانه هشتاد سالگی می تواند این باشد که پس از کسب قدرت، ساختار حکومت را مطابق اراده فامیل و خانواده تغییر دهد تا مملکت اسلامی نسل اندرنسل در کابین خاندان هاشمی قرار گیرد. این که آقای هاشمی برای حدود سه میلیون میلیارد تومان بودجه کشور در چهار سال(750.000.000.000.000*4=3.000.000.000.000.000 تومان) ریاست جمهوری فرضی خود چه نقشه ای دارد، برای شهروندان عادی جامعه مشخص نیست.

این که ایشان خودش به عنوان بزرگ خانواده هاشمی آمده یا به نمایندگی از طرف جبهه فتنه 88 مأموریتی را برعهده گرفته، فعلاً نمی شود قضاوت نهایی کرد.

 با خوش بینی افراطی ، می توان اشتیاق ایشان به قدرت را نشانه دلسوزی برای اسلام و مقابله با صهیونیسم و استکبار و شوق وصف ناپذیر برای نوکری ملت دانست؛ البته چون چنین توصیفی غیر قابل باوراست، می توان با محافظه کاری، دو دلیل را علت اصرار و اشتیاق هاشمی به کسب مجدد قدرت اجرایی کشور تصور کرد:

دلیل اول: ایشان به علت تجارب فراوان، اعتقادی به توانمندی جوانان ندارد و پیشکسوتان را موفق تر از جوانان در اداره امور کشور می داند و نگاه امام خامنه ای را در جوانگرایی برای مدیریت کشور قبول ندارد.

دلیل دوم: چون خودش اشراف کامل و جامع به تمام امور دارد و نسبت به جوانان و سایر پیران جامعه توانا تر است، بنابراین آمده تا به همه نشان دهد که "همیشه حق با اوست".

نگاه ساده لوحانه تر- وخلاف تمام واقعیات- این است که ما باور کنیم، ایشان برای تحقق حماسه سیاسی مورد نظر امام خامنه ای در انتخابات شرکت کرده است.

یک توهم خودساخته هم این است که از وی بپذیریم، به زعم خودشان چون کشور در بن بست همه جانبه قرار دارد، پس به یک منجی نیاز دارد و در نتیجه ایشان به خاطر حفظ کشور و نجات نظام از فروپاشی، خیرخواهانه و فداکارانه به عنوان منجی مملکت آمده است.

جمع بندی محتاطانه این است که ضعف نفس و کیش شخصیت را بهانه کنیم و کل ماجرا را در تنگ نظری و بخل و جاه طلبی خلاصه کرده و انتقام از احمدی نژاد را غرض اصلی وی بدانیم. در این تحلیل رفتار8 ساله عجیب و مغایر با مصالح عمومی و ضد منافع ملی را به یک خصومت شخصی تقلیل دهیم و با اغماض از آن عبور کنیم.

در یک واقع نگری فراگیر و غیرقابل انکار، منشا دیگری در تحلیل رفتار هاشمی ظاهر می شود: آقای هاشمی خودش را "رفیق" مقام ولایت می داند و ولایت فقیه را نه از جایگاه نیابت امام زمان علیه السلام، بلکه به خاطر رفاقت شخصی قبول دارد. بعبارت دیگر به جای"ولایت"، رابطه "رفاقت" را جایگزین کرده است و ظاهراً در مفهوم رفاقت نیز، اصل"شراکت" را در نظر دارد؛ مثل این که کسی بگوید:" یکی من، یکی تو"...

 از این منظر، گاهی احساس رفاقت دیرینه، حس رقابت با ولایت فقیه را نیز قابل توجیه می کند؛ که باز در بعضی موارد، همین حس رقابت شخصی، جلوه های آشکاری از خصومت رانیز نشان داده، مانند فتنه سال 88 که نماد رذالت شیطانی و اخلاق جهنمی فتنه گران بوده است.

اگرسطح تحلیل را بالاتر و نگاه را وسیع تر بگیریم در می یابیم که امام خامنه ای بعد از امام خمینی(ره)رسالت فراهم ساختن زمینه ظهور امام عصر علیه السلام را برعهده دارند و باید نظام اسلامی را انسجام ببخشند و الگوی مقتدر و مناسبی از حکومت منتظران مهدوی را به جهان عرصه کنند. این مأموریت الهی امام خامنه ای علاوه بر حفظ نیروهای داخلی و هدایت جامعه در سیر تکاملی خود،  یک مبارزه نفس گیر با استکبار وصهیونیسم جهانی را نیز فراروی نائب حضرت حجت(عج) قرار داده است.

در طول 24 سال زعامت امام خامنه ای، جهانیان شاهد بوده اند که استکبار و صهیونیسم جهانی– سنگر به سنگر- تحت تعقیب قرار گرفته و مسلمانان و مستضعفان هر بار، آمریکا و صهیونیسم را گام به گام  به عقب نشینی وادار کرده اند.

در این زمان، نه فقط کشور با مدیریت ها و سلایق مختلف- با وجود همه کارشکنی ها- ساخته شد و در علوم و فنون مختلف و به ویژه در فناوری هسته ای، به یک فراز ممتاز رسید، بلکه دشمنان ایران و اسلام  در عرصه های بین المللی تحقیر شدند.

حال در میانه این راه پرافتخار طبیعی است که دشمن طراحی کند و کسانی را در مقابل نائب امام زمان (عج) تحریک و از نظر روانی و با کمک نزدیکان جاه طلب و اطرافیان فرصت طلب، مدیریت کند، تا اهداف استکبار و صهیونیسم را که تضعیف ولایت فقیه در جمهوری اسلامی است پیگیری کنند-؛ چه مستقیماً بخواهند و چه غیرمستقیم عمل به اغراض دشمن کنند و رهنمودهای بیگانگان (مانند شعار تقلب یا انتخابات آزاد) را پیگیری کنند.

به نظر شما آقای هاشمی برای تحقق چه سیاست خارجی آمده؟
جناب هاشمی در هشت سال ریاست جمهوری خود، سیاست "تنش زدایی" را اعلام و شیوه کرنش در برابر مطالبات غربی ها را دنبال کرد؛ وقتی هاشمی رفسنجانی اعلام کرد "سیاست من در عرصه بین المللی تنش زادیی و پرهیز از دشمن تراشی است"، مفهومش این بود که سیاستی که در زمان امام خمینی بوده، سیاست "تنش آفرینی و دشمن تراشی" بوده است. سیاست تنش زدایی به مرور تبدیل به سیاست منفعلانه و چاپلوسانه نسبت به غرب شد؛ آنچنان که در دوران وزارت خارجه آقای دکتر ولایتی "گفتگوهای انتقادی" را با اروپا به رهبری آلمان پذیرفتیم. در گفتگوهای انتقادی، غربی ها ما را بازخواست می کردند و نهایتا ما به عنوان متهم ملزم به پاسخگویی بودیم. در آن دوران- هرگز نظیر دوران احمدی نژاد- آنان را وادار به پاسخ گویی نکردیم.

آقای ولایتی حتی یک بار در طول گفتگوهای انتقادی حاضر نشد، اروپایی ها را وادار کند تا درباره "هولوکاست" تحقیقی بشود یا راجع به جنگ به اصطلاح جهانی دوم پژهشی مستقل صورت بگیرد. نتیجه 16 سال مدیریت آقای ولایتی در عرصه بین الملل و هشت سال سیاست چاپلوسانه و منفعلانه دولت آقای هاشمی در مقابل اروپا، برگزاری دادگاه میکونوس آلمان بود که رئیس جمهور، وزیر امور خارجه و وزیر اطلاعات ما را تحت تعقیب پلیس بین الملل قرار دادند و اگر مواضع حکیمانه و مقتدرانه امام خامنه ای هم در اعلام اصول سه گانه "عزت-حکمت-مصلحت" و هم در برخورد قاطعانه با اتحادیه اروپا نبود، واقعاً سرنوشت ذلت باری بر ملت ما تحمیل می شد. حالا باید دید، آیا جناب هاشمی برای جبران آن سیاست ها آمده یا برای تکمیل آن!؟ البته اگر ایشان برای تحقق آرمان های انقلاب، نظیر مبارزه با مثلث شیطانی آمریکا-اسرائیل-انگلیس یا اجرای عدالت و حمایت از مستضعفین آمده باشد، باید نیروها و برنامه هایش را ارائه دهد، وگرنه، نمی دانم و در تشخیص انگیزه هایشان نمی خواهم قضاوت قطعی داشته باشم.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 27 شهریور 1396 07:25
It is not my first time to go to see this site, i am browsing this site dailly and take good information from here daily.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر